نتیجه جستجوی تگ "دبستان"

آغاز کار ما
آغاز کار ما

  من ملیحه  پورنامداری  هستم که به اتفاق  دوست  و همکار  عزیزم  خانم  مرضیه کاظمی  و با همکاری  و استفاده  از دانش  و تجربیات  جناب آقای بیدوئی نژاد  که از مدیران  موفق  و آموزگاران  با سابقه  و بنام  مقطع دبستان  می باشند  ، این  وب سایت  تخصصی  را در زمینه  آموزش  کودکان  و دانش آموزان  ( به ویژه  در مقطع دبستان  و پیش دبستانی ) راه  اندازی  نموده ایم . داستان  ورود  ما به این  حیطه  به حدود  ۶ سال  پیش  باز می گردد.  هنگامیکه  هر  دو نفر  ما  فارغ التحصیل رشته فیزیک  و البتّه  بدون  آشنایی  قبلی  امّا  به طور همزمان  در آزمون  ورودی   دبستان  غیردولتی  نوین  در شهر کرمان  شرکت نمودیم و هر  دو  جزء ده نفری  بودیم  که از بین  حدود سیصد  نفر شرکت کننده  طی  چند مرحله  آزمون  کتبی  ، عملی  ، روش تدریس  و نیز  پس از گذراندن  دوره های  آموزشی  ضمن خدمت  به عنوان  آموزگار  در این مدرسه  مشغول  به کار شدیم . هر چند  از گذشته  علاقه  فراوانی  به شغل  معلّمی  داشتم  امّا هر گز  تصوّر  من از این  موضوع  کار در مقطع  دبستان نبود  و بیشتر  تمایل  داشتم  تا در دبیرستان  تدریس  نمایم   و شاید   در آن شرایط  به  دلیل نیافتن  موقعیت کاری  مناسب تر  در این آزمون  شرکت نمودم . امّا فقط  شرکت  در اوّلین  آزمون  و دیدن  نوع سؤالات  آن کافی بود  تا  با اشتیاق  و علاقه  بسیار  به سوی  ادامه دادن  این مسیر  ترغیب  گردم  و این اتفاقی  بود  که بعدها  دانستم  برای  هر  دو نفر ما  رخ داده است. با ورود  به این مدرسه  و آشنا  شدن  با روش  و تفکّرات  متفاوت  مدیر  آن که خود از  آموزگاران  با سابقه  ، مطرح  و بسیار  موفّق  به حساب  می آمد ،  ضمن تدریس  در کلاس درس  و آزمودن  شیوه های  ایشان و تعامل  با دانش آموزان دبستانی  ،  روز به  روز  افق  های روشن تری  از این سبک آموزشی و تفاوت  های آن  با روش های  رایج  در سایر مدارس  در برابرمان گشود می شد  . از طرفی از آن جا که  خود من  نیز  دختری در همین سن داشته و از سالهای  قبل  بسیار  پیش می آمد  که نسبت  به روش های  تکنیکی  بدون  فهمی  که در مدرسه  به وی  آموزش  داده  می شد  ناراضی  بودم ، حالا  می توانستم  به خوبی تفاوت  روش های  تدریس  صحیح  را  که بر پایه فهم  مطالب و موضوعات  و کشف  ، تولید  یا باز تولید روش های  پاسخگویی از سوی  دانش آموزان  پایه ریزی  شده بود  ، درک  نمایم . خود  ما سالها مدرسه  و دانشگاه  رفته بودیم  و همواره  جزء دانش آموزان  باصطلاح درسخوان کلاس محسوب  می شدیم  و همیشه  با کسب  نمرات عالی  مورد تشویق  معلمان  خود  قرار  می گرفتیم ،امّا اکنون  و به مرور  در می یافتیم  که حتی  روش هایی که  خود ما  نیز  با آن ها  آموزش  دیده بودیم  تا چه  حد معیوب  بوده  است  و تلاش  نمودیم  که خودمان  هم در این  مسیر  الگوهای  ذهنی  پیشین  خود را  به ویژه  در ریاضیات  ، حساب  و حل مسئله  تغییر  دهیم . ما پس از  دو سال  تدریس  در کلاس ، در پایه های  اول ، چهارم و پنجم و به خواست  مدیر  مدرسه  در جهت  مدون  نمودن  و کمک  در اجرای  هماهنگ   شیوه  های مورد نظر  ایشان  در مدرسه ، خارج  از کلاس  درس به فعالیت پرداختیم  وبه تولید محتوای آموزشی  براساس این روش  و ارائه ی آن  در قالب کاربرگ های کلاسی و تکالیف منزل  پرداختیم . همچنین  با مطالعه  و پژوهش  درباره  شیوه های نوین آموزشی  در کشورهای  مختلف  میزان انطباق  و هماهنگی  سبک خود  را با متدهای نوین  آموزشی  در جهان  سنجیدیم. هم اکنون این سبک  آموزشی  که با راهنمایی و مشاوره  جناب آقای دکتر  رامین جعفری  استاد دانشگاه  شیراز  در قالب یک مقاله  علمی  در  اولین  همایش ملّی  روانشناسی  مدرسه  که از سوی  دانشگاه  علامه  طباطبایی در آبانماه  ۹۴ در تهران  برگزار  گردیده است پذیرفته شده و  با عنوان  شیوه « آموزش  پنهان»  نام گذاری  گردیده است. بیش از چهار سال  است  که این شیوه  ی آموزشی و تکلیف دهی  به صورت  متمرکز  در شعب  چهارگانه  دبستان  غیردولتی و پیش دبستانی مستقل  نوین  در شهر کرمان  با حدود  ۲۰۰۰ دانش آموز اجرا  گردیده  و نتایج آن  از تفاوت  بسیار  فاحش  سطح  یادگیری ، درک مطالب  و موضوعات  آموزشی ، افزایش  اعتماد به نفس  و علاقمندی دانش آموزان  به انجام  فعالیت ها  ، افزایش  رضایتمندی  عمومی  والدین  از پیشرفت  فرزندان  و حتی  در بسیاری  موارد ابزار شگفتی  ایشان  از تفاوت   فرزند  خود در مقایسه  با دانش آموزان  مدارس دیگر  در نحوه  ی تفکر  و استدلال  در مواجهه با یک مسئله  خاص  حکایت دارد.  تمام  تلاش  مابراین  است  که با ارائه  محصولات  آموزشی  تولید شده  بر پایه سبک  « آموزش پنهان »  و با اصلاح  شیوه ها و الگوهای  تفکّر،  کودکان  و دانش آموزان را به افرادی  خلّاق ،  اندیشمند  و تحلیل گر  تبدیل  نموده  و لذّت  فراگیری  و دریافت  پاداش  درونی  را به آن ها  بچشانیم . همچنین  در جهت  تغییر  باورهای  غلط  رایج  در زمینه آموزش  و یادگیری کودکان  به ویژه  دانش آموزان  دبستانی  بکوشیم . در این مسیر  با ما همراه  باشید  و با ارائه  نظرات سازنده  خود ما را  در تولید  محصولات  تأثیر گذار یاری فرمایید.                                                                                                                                        نگارنده : ملیحه پورنامداری

چکیده ی مقاله ی  پذیرفته شده در اولین همایش ملی  روان  شناسی مدرسه
چکیده ی مقاله ی پذیرفته شده در اولین همایش ملی روان شناسی مدرسه

چکیده:  مرضیه کاظمی ، ملیحه پورنامداری بسیاری ازپژوهندگان مسائل آموزشی معتقدندکه درنظر گرفتن تکلیف یک روش مناسب برای اثبات یادگیری مطالب تدریس شده درمدرسه علی الخصوص در سالهای نخستین آموزش است.پژوهش ها نشان می دهند که بکارگیری تکالیف حجیم و غیر خلاقانه که عموماً بخش اساسی مشق شب کودکان درمدارس ایران است نه تنها نمی تواند موجب ارتقا سطح توانایی های علمی دانش آموزان شود بلکه موجب از بین رفتن جسارت و روحیه یادگیری در کودک نیز   می گردد. هدف از پژوهش حاضر طراحی، ارائه و ارزیابی تکالیف مؤثر و هدفمند بر اساس متد آموزش پنهان بوده که باعث ایجاد رشد علمی و خلاقیت دانش آموزان و تثبیت بیشتر آموخته های ایشان گردد. تکالیف مزبور به گونه ای واگرا طراحی شده اندکه لزوماًیک پاسخ واحد،جواب هرسؤال نیست وهردانش آموز براساس توانایی خود وابعادمختلف علاقه مندی وهوش ذاتی خویش به پاسخ دادن آن می پردازد. پس از اخذ رضایتمندی آگاهانه والدین ۶۸۵ نفر دانش آموز پسر و ۱۴۰ دانش آموز دختر پایه های اول تا سوم دبستان سه دبستان از دبستانهای شهرکرمان ، تکالیف مورد اشاره به صورت هدفمند در یک طرح پژوهشی سه ساله به       دانش آموزان ارائه گردید. پارامترهای مورد اندازه گیری در این پژوهش مدت زمان یادگیری، مدت زمان ماندگاری آموخته ها در ذهن دانش آموز و نیز میزان حافظه شنیداری بود. نتایج بدست آمده با گروه کنترل دانش آموزان که شیوه رایج تکلیف دهی را تجربه می نمودند مقایسه گردید. نتایج تحقیق نشان دهنده کاهش معنی دار مدت زمان یادگیری در شیوه «آموزش پنهان» نسبت به شیوه رایج تکلیف دهی است(P

شیوه ی « آموزش پنهان» چیست؟
شیوه ی « آموزش پنهان» چیست؟

شیوه ی « آموزش پنهان» چیست؟  شیوه ی رایج آموزش  در کشور ما  از گذشته  تا امروز  با وجود تغییرات  به ظاهر  فراوانی  که در طی  سالها در  نظام آموزشی  ، کتب  درسی  ، روش های  تدریس  و مقاطع  تحصیلی  رخ داده  است ،  همچنان  و با کمال  تأسف  بر پایه  معلّم  محور بودن  استوار است  و معلّمین  ما  در کلاس های درس همچنان « تدریس»  می کنند .  غافل از اینکه  این سبک  آموزش  مدت هاست  که  در نظام  های  موفّق  آموزشی  در دنیا  منسوخ  گردیده است و تلاش  های فراوان به جهت  تغییر  این الگو در کلاس های  درس  کشور ما به  دلایل  گوناگون چندان  ثمر بخش  نبوده است . بنابراین  دانش آموزان ما در کلاس  های درس  حضور  می  یابند  و آموزگاران  مطالب  درسی   را به روش های  مختلف  به آن  ها  « درس  می دهند »که این عمل ،شامل  دادن  یک سری  اطلاعات و دانش صرف  در آن حیطه  درسی  ،  و حتّی اغلب  بدون  به چالش  کشیده شدن  ذره ای از قوای  ذهنی  دانش آموز  می باشد   پس از پایان  تدریس ( با هر نوع  کیفیت)  که آموزگاران  معمولاً  برای این مسئله  دلایلی  همچون  حجم  بالای  مطالب  آموزشی  ، کم بودن  ساعات حضور  دانش آموزان  در کلاس  و مدرسه  به نسبت   حجم  کتب درسی  ، شلوغی  کلاس ها و . . . را مطرح  می نمایند (که در آینده  به این موضوعات  نیز  به تفصیل  خواهیم  پرداخت) ، جهت تثبیت  یادگیری  تمرین ها و فعالیت هایی از آن  موضوع  داده می شود  و دانش آموز  مکلّف  به انجام  آن می گردد.  در این سبک  تدریس ، فارغ  از غلط بودن  ریشه ای  فرآیند یاددهی  - یادگیری  در آن  ،فقط دانش آموزی قادر  به پاسخگویی  تمرین ها  و حل سؤالات  خواهد بود  که آن مطلب  رابه خوبی  از معلّم  و کلاس درس آموخته  باشد  و در غیر این صورت  تلاش وی در جهت  فهم  و حل  مسائل  مربوط به آن  بیهوده  خواهد  بود. امّا  در شیوه ی « آموزش پنهان »  بدون  تدریس  مستقیم  آموزگار  و یا  هر فرد  بزرگسال  یا آگاه  دیگری  ( از جمله  والدین )   فعالیت  ها از ابتدا  با  توجه  به پیشینه  دانش آموز  در داشتن  پیش نیازهای لازم  برای یادگیری آن موضوع  ، به صورت  پلکانی  و مرحله به مرحله  دانش آموز  را به سوی  شناخت  ، فهم  و یادگیری آن موضوع  هدایت  می نماید . در این روش هیچ  نوع آموزش مستقیمی  به فرد  داده نمی شود  و خود  وی  ضمن  پاسخ به  پرسش های چالش  برانگیز  و انجام  فعالیت های  پلکانی  قدم  به قدم  به کشف  آن موضوع  و یادگیری  کامل آن  براساس توانایی  خود  دست می یابد و دانش آموزان با توجه  به تفاوت های  فردی ،  خود به ابداع شیوه های مختلف  پاسخگویی می پردازند. این شیوه ی آموزش کودکان  را به افرادی  تحلیل گر ، دارای  تفکر واگرا  ، خلّاق   و اندیشمند  بدل خواهد ساخت  .  به عنوان  یک مثال  بسیار  ساده و ابتدایی  از این شیوه  ی آموزشی  به نحوه ی  آموزش تلفیقی مفاهیم  چپ و راست ،  کمتر و بیشتر ، مفهوم عدد ۲ و نیز  مهارت دست ورزی  که برای  کودکان  ۵ ساله  طراحی  گردیده است ، توجّه نمایید. همان طور که مشاهده  کردید در مثال فوق در سؤال اول از کودک خواسته شده  تا در دسته ی سمت راست  سیب ها و در دسته ی سمت چپ خیارها را رنگ بزند . از آن جا که  سیب فقط در دسته سمت راست و خیار فقط در  دسته ی سمت چپ دیده می شود  ، این چالش به طور ضمنی  ذهن کودک را  به این سو هدایت  می کند  که کادر حاوی سیب ها در سمت راست  و کادر حاوی خیارها  در سمت چپ قرار دارد. در سؤال دوم علاوه بر مفهوم چپ و راست ، مفهوم عدد ۲ نیز گنجانده شده  امّا طراحی سؤال به گونه ایست که کودک ضمن مواجهه با چالشی اندک ، ناگزیر از انتخاب صحیح کادرهای  چپ و راست بوده و نیز مفهوم عدد ۲ را  در می یابد. با توجه به توضیحات بالا  حتماً خواهید توانست ادامه ی این روند  را در سؤالات دیگر جهت تمرین  مفهوم کمتر و بیشتر و تثبیت یادگیری ، دو مفهوم  قبلی ( چپ و راست و مفهوم عدد ۲) را دریابید. در سایر موضوعات  آموزشی  و مباحث  پیچیده تر نیز به عنوان  مثال  در درس ریاضی  در  مفاهیم جمع ، ضرب  ، مساحت  ، جرم  ، حجم  ، طول  ، زمان  و . . . همین  الگو در طراحی  سؤالات  و تولید  محصولات آموزشی  رعایت  گردیده است به  گونه ای که  در هر موضوع  سؤال قبل  راهنما  و پیش نیازی برای سؤال  و فعالیت بعدی  می باشد. از آن جا که انجام  این  فعالیت ها ذهن  دانش آموزان  و فراگیران را به چالش  کشیده  و با موضوع  مورد بحث  درگیر می نماید ، سبب افزایش  توانایی  تفکّر ، تحلیل  ، حل مسئله  و یادگیری  صحیح  ، عمیق  و ریشه ای  مطالب  در ذهن آن ها خواهد شد.

پند والدین  یا راهنمای درون؟
پند والدین یا راهنمای درون؟

وقتی  کودک بودیم ، همیشه  مادرم  آبروی  خودش  و پدر  را به رفتار ما  ، درس خواندن  ما ، گفته  ها  و خنده های ما  گره می زد . اگر  به مهمانی می رفتیم  یا مهمان  داشتیم ، قبل  از قرار گرفتن ما  در آن  جمع ، قوانین  لازم ، پیش آگاهی های  احتمالی  و نیز همه آموز ه هایی از آداب  اجتماعی  که بارها  به زبان  خوش  و یا بر اثر  تجربه ای  ناخوشایند  دریافته  بودیم  مرور می گشت. پس  از رهایی  از آن  جمع و اجتماعات  کوچک ، اغلب  تجربه ای  جدید  برایمان  از قضاوت والدین  رقم  می خورد. گاهی  بازخواست به خاطر  رفتاری  که ریشه  در کودک  درونمان  داشت و قاضی  وجودمان  آن را مثبت  انگاشته  بود ، غافل از آنکه  می بایست  از نگاه  بزرگترها و آبرویشان به آن رفتار  بنگریم و البتّه  گاهی  هم بر عکس  بود.  هر وقت هایی که  در آن جمع  و مجلس  به خاطر  تجربیات  قبلی  سعی کرده بودیم  ندای  کودک  درونمان  را از ترس  شماتت  بزرگترهای  جمع  و والدینمان  خفه  کنیم  و در قالب  قوانین  و آداب  تعریف شده  ی ایشان  رفتار کنیم  پس  از رهایی  از جمع  مادر چنان  از  افتخاراتی  که به خاطر  تربیت  صحیح  فرزندان  کسب  نموده  بود ، سخن می راند  که  با خود می پنداشتم  چه شیطان  پستی  در درون  من وجود دارد  که هر لحظه  مرا به بازیگوشی  و شیطنت  ، گفت  و خنده  با همسالان فارغ  از شرایط  زمانی  و مکانی  که در آن قرار دارم ،  ترغیب  می نماید. کم کم  احساس  کردم  که با احساس  نیازم  به شادابی  ، بازی  و آزادی  از قضاوت  و نگاه دیگران  مبارزه  کنم ، همیشه  حواسم  به دیگرانی  که اطرافم  هستند باشد ، رفتارم  آنقدر  سنجیده  باشد  که قضاوت  دیگران  در مورد  نحوه ی تربیتم  به  قدر کافی مثبت  باشد  . پس  ازآنکه  راه  مدرسه  پیش رویم  باز شد  و مدرسه  رفتن  یکی  از وظایف روزانه ام  شد ، تجربیات  کامل تری  را از تربیت  صحیح  و رفتار خوب  ، چشم گفتن  ها ، قانع بودن ها  و  . . . به دست  آوردم  تا آن جا  که یاد گرفتم  علاوه بر بچّه ی خوب  و با ادب   بودن   باید  دانش آموز خوبی  هم باشم  به این معنا  که هر آنچه  را معلّم  می گوید   تحت هر شرایطی   بیاموزم  و به بهترین  شکل سرلوحه  زندگی  ام قرار  دهم  و این است  راه و رسم  کسب  موفقیت  و آینده ای  درخشان. یاد گرفتم  جواب هر سؤال  را دقیقاً  با همان  جملاتی  بدهم  که معلّمم  گفته بود  .  خلاصه  اینکه  در تمام  دوران کودکی  و نوجوانی   و آغاز   سال های  جوانی ام   دلخوش بودم  از اینکه  فرزند خوبی  برای  والدینم  ، دانش آموز تحسین برانگیزی  برای معلّمانم و سد  خوبی  برای طبیعت  درونم  هستم .  در همه ی آن  سالها  هر زمان  که یک لحظه ی شاد از زندگیم ، را مثل  شرکت  در  یک مهمانی   یا بودن   با دوستانم  را برای آینده ی  تحصیلی  و شغلی ام  قربانی  می کردم  یا هر بارکه مجبور بودم    یک درس  کسل کننده  را  از سر بی علاقگی  و اجبار بخوانم  تا بهترین  نمره ها  را کسب  کنم ، این باور  کهنه ی القایی را که برای رسیدن به هر موفقیتی باید سختی  های بسیار کشید دلیلی  برای طبیعت  درونم  قرار  می دادم  تا راهم  را به سوی  کنکور  و موفقیت  های پنهان  در پشت  آن ادامه  دهم.  برای  من  که درس های مورد علاقه ام   ریاضی  و فیزیک  بود و شغل  دلخواهم معلّمی  به نظر می رسید  انتخاب  کردن  یکی از این  دو رشته  در یک دانشگاه خوب  و ادامه تحصیل  در آن   رشته  راه رسیدنم است  به  آینده ای  که قرار  بود  درپس آن  سختی   ها باشد .    وامّا  چه لحظه ی تلخ  و ناامید کننده ای بود  آن لحظه  که در اولین جلسه از درس فیزیک  پایه  از استاد با  تجربه ی  این رشته  شنیدم  ، هر چه  تاکنون  معلّمین  در دبیرستان  به شما آموخته اند دور بریزید  و از اول  آنچه  را ما می گوییم یاد بگیرید ،  و این شروعی   بود  برای اینکه دریابم  دانشگاه  همان  مدرسه است  با قوانین  جدید  ولی  مشابه  ، درس های  سخت تر  ولی  با همان کیفیت ، کتاب  هایی  با همان  قدمت  و کارایی ، علومی  است  که دیگران  کشف کرده اند  و به کار  بسته  اند  و رشد کرده اندو  امروز  ما باید  فقط آن ها  را  یاد بگیریم  و حفظ کنیم  تا بتوانیم  سؤالات  امتحان را جواب  دهیم  . پس از آن روزها  با خودم  فکر کردم  آنانکه  مثل انیشتین  عاشق علم  و یادگیری  آن هستند ، به کجای این  کار کسالت آور دلخوش  کرده اند ؟ آیا منظور آن ها از علم همین است ؟ پس  از پایان  آن ترم  با خود  عهد کردم دیگر  هیچ  فرصت و لذّتی از  زندگی ام را  به خاطر این  کار عبث از دست ندهم  ، دنبال  پیدا کردن  راه واقعی موفقیت  و رضایت  از ندگی بودم . پس از ازدواج  و رهایی از  درس و دانشگاه  تا مدت ها همه ی  وقتم  را برای  رشد  و همراهی  با پسرم  سپری  می کردم  . هر روز  به دنبال  راهی  جدید  برای  بازی  با او و تقویت  توانایی های  او بودم . به تمام  اشیاء پیرامونم  از نگاه  کودکانه و قابلیت تبدیل  آن ها  به اسباب  بازی  می نگریستم . با خود عهد کرده بودم  او را برای رضایت  دیگران تربیت  نکنم. با خود عهد کرده بودم  همیشه از او انتظار چشم گفتن  و اطاعت  نداشته باشم. با خود عهد کرده بودم  فرزندی  توانا  و باهوش  بخواهم  نه دانش آموزی درس خوان . با تمام  این حرف ها  بازهم  داشتم کاخ آرزوهای خودم  را بر روی ستونی  به نام فرزند بنا می کردم. تا اینکه  به عنوان معلم  کلاس اوّل  در یک دبستان غیردولتی  مشغول به کار  شدم . کار دراین  مدرسه به خاطر  دیدگاه  های متفاوت  مدیر آن ، راه جدیدی  از تفکر  و تحقیق راه  به  رویم  گشود  تا بتوانم  در این  مسیر  سبک  خاصی از آموزش را دریابم و با دیدگاهی متفاوت  از دیدگاه  سنتی  و رایج و نیز فراتر  از  دیدگاه قبلی  خودم   اجازه  دهم  فرزندم  مسیر  طبیعی  رشد  را سپری  کند . در واقع دریافتم مسیر  سعادت  هر کس  در طبیعت  وجودش  نهفته است نه  در محیط پیرامونش.                                                                                                   نگارنده: مرضیه کاظمی

مقایسه ، مخرب ترین انگیزاننده!
مقایسه ، مخرب ترین انگیزاننده!

یکی  از ضد ارزش هایی که در جامعه  امروز  ما به صورت  پررنگ  وجود دارد  و همه ی  ما هم  در محیط کاری  خود  و هم در روابط  فامیلی  و دوستی  ، نمونه  هایی از آن  را تجربه  کرده ایم  حسادت  و چشم و هم چشمی  است . این روزها همه اعم  از مردم  ، رسانه  ها و بزرگان فرهنگی  جامعه  می توانند  ساعت ها  درباره ی  بد بودن  این ویژگی  اخلاقی  و رفتاری  سخن بگویند  و کودکان  جامعه مان  را از آن نهی  کنند. امّا چرا  بچّه ها  شاهد این  هستند  که این خصلت یکی  از رفتارهای تغییر ناپذیر  بعضی  از  بزرگترها  شده است . ریشه  یابی  این مسئله  کار سختی نیست  ، فقط  کافی است   کلاس های  درسی  را که  از هفت سالگی  پای  ثابت آن ها شدیم  به یاد آوریم . چه  جزء گروه  دانش آموزان خوب بوده ایم  چه در  زمره  دانش آموزان  ضعیف . آیا  آن  قویترین  ابزار  تربیتی  و آموزشی   که اغلب  معلّمانمان  به ویژه  در دوره دبستان  می شناختند و باورشان  براین بود  که برای بچّه ها  انگیزه  بخش  است ، چیزی  به جز مقایسه ی  کردن بچّه ها  و ایجاد رقابت  در میان  آن ها بود ؟  از نمره ی خوب یا  مثبت  و منفی  دادن   گرفته تامبصر  کردن  شاگردان زرنگ؟ انگیزه ی زندگی بخشی که  چند نفری  از بچّه ها  را مثل یک  حباب  توخالی  بزرگ  و بزرگتر می کرد  و به چند نفری  هم این یقین را می داد  که واقعاً  تنبل  و بی عرضه اند  و این حقیقتی  است که می بایست  در همان دوره ی ابتدایی  بپذیرند  و تا پایان  دوران  دانش آموزی  با خود یدک  بکشند  و البتّه  جمع  کثیری  از بچّه ها هم که بین این دو گروه  بودند  ،  دریافته بودند  با تلاش  و پشتکار  می توانند حداقل از برچسب  خنگی  و تنبلی فرار کنند. واقعاً  ما انتظار داریم  آن همه   مقایسه  و رقابت های  ناسالم  بدون  هیچ  اثری  بر فرهنگ  ما سپری شده باشند؟ حال  فکر  می کنم  پیش بینی  تفکرات  ، ارز ش ها  و فرهنگ  نسل بعد  از ما کار  بسیار ساده  ای باشد .  یک نگاه  مختصر به رقابت  های انگیزه بخش  تر  کلاس های  امروز   هم در مهدها و هم در دبستان  ها ،از  کمد جایزه  ها گرفته  تا پولک  هایی  که  در زیر عکس  بچّه های  هر کلاس روی دیوار  چسبانده  شده است  تا معلّم  بتواند در کلاسداری  بهتر عمل  نماید  یا سطح آموزشی کلاس را ارتقاء دهد  ، خود  به ما می گوید  که در اجتماع  آینده ی ایران  عزیزمان  بچّه ها  حسادت و چشم و هم چشمی  را تا چه حد  درک خواهند  کرد و  چه قدر  از آن رنج  برده  و خواهند برد.                                                                                                                   نگارنده : مرضیه کاظمی

تکالیف آموزش پنهان درمانی برای مشکلات آموزشی و جایگزینی برای تکالیف سنتی
تکالیف آموزش پنهان درمانی برای مشکلات آموزشی و جایگزینی برای تکالیف سنتی

  متخصصان علم  تعلیم و تربیت  همواره  لزوم  وجود تکالیف خلاق و مناسب را برای دانش آموزان تأیید کرده و اثرات مثبت  آن همچون  تسریع فرایند یادگیری ، تثبیت آموخته ها ، آگاهی والدین از روند رشد  و آموزش  فرزندشان  را با ارزش دانسته اند .آن ها همچنین مجموعه  تکالیف هدفمند را  ابزاری مناسب  برای ارزشیابی  مستمر در فرایند آموزش  می دانند.  (کوپر  ۱۹۸۹ ، بازرگان ۱۳۷۳ ، قورچیان ۱۳۸۱) این در حالیست  که پژوهش  ها نشان  می دهد  آنچه  از دیر باز  در سیستم های آموزشی  برخی کشورها  از جمله  ایران  به عنوان  تکلیف  شب رایج بوده است ، اغلب  دارای  ساختار   حل تمرین ، رونویسی  و حفظ کردن است که این  سبک  سنتی  تکلیف دهی نه تنها  اثرات مثبت  مورد  انتظار  کارشناسان را برآورده  نمی سازد  بلکه  بسیار  مضر بوده  و جسارت  و روحیه  یادگیری  را در کودک  از بین می برد  و پیامدهای  نامطلوبی از جمله  ایجاد تنش  بین والدین  و فرزندان بر سر انجام  تکالیف  و خستگی ، رکود ذهنی ، دلزدگی  و بی انگیزگی  دانش آموز  را در پی  دارد. ( ناظری  ۱۳۸۸ ،  بازرگان  ۱۳۷۴  ، کوپر   ۱۹۸۹ ) امروزه  برخی از کشورها برای جلوگیری  از تبعات  منفی  تکالیف  سنتی  رایج ، سیستم آموزشی  خود را  به گونه ای تدوین  نموده اند که تکلیف شب از برنامه درسی  دانش آموزان  به ویژه  در مقطع  ابتدایی حذف گردیده  و برای  آن جایگرین  های مناسب در ساعات  حضور دانش آموز  در مدرسه  در نظر  گرفته شده است.در ایران با توجه  به شرایط  خاص آموزش  و پرورش  ، نمی توان  به آسانی  تکلیف  شب  را  از برنامه  آموزشی  حذف نمود. ( بازرگان ، ۱۳۷۴) تقریباً اکثر  محققان  هم  عقیده اند که راهکار صحیح  به جای  حذف تکلیف ، اصلاح  الگوها  و مدل های تکلیف شب  است . ( ناظری ، ۱۳۸۸) از طرفی علیرغم تغییر سیستم آموزش  سنتی و معلم محور کشور  به سیستم آموزش دانش آموز محور باز هم شاهدیم  که در اغلب  موارد  به ویژه در دوره ابتدایی تکالیف ارائه شده به دانش آموزان به همان سبک سنتی و شامل  تمرین  مهارت های سطح پایین و بدون تفکر است که منجر  به بروز  عوارض پیش بینی  شده  از سوی  متخصصان  می گردد. تاکنون پژوهش های مختلفی ، ویژگی های تکلیف مناسب و اثرات آن را مورد بررسی قرار داده اند. در این پژوهش ها غالباً ویژگی های تکلیف خلاق و مناسب مثل واگرا بودن پاسخ ها ، زمینه سازی برای آموزش های بعدی ، متناسب  بودن تکلیف با سطح توانایی همه دانش آموزان ، کاربردی کردن آموخته های دانش آموزان در کلاس به صورت کلی  مطرح و مورد بررسی قرار گرفته است. در زمینه ارائه  راهکارهای اجرایی برای طراحی و تدوین  تکالیف  هدفمند  و پیوسته  که علاوه بر تثبیت  آموزش های  کلاسی با ایجاد  زمینه  مناسب  برای  آموزش های آینده  باعث  تسریع  فرایند یادگیری  دانش آموز  شده  و در عین  حال  به رشد  خلاقیت  و توانایی هایی از قبیل  حافظه شنیداری  کمک  کند  پژوهش  های کمتری  صورت  گرفته است و کماکان  بسیاری  از معلمین در طراحی  تکالیف  مناسب دچار  ابهام و سردرگمی هستند. طراحی تکالیف «آموزش پنهان »  با محوریت دروس  ریاضی و  فارسی ایده ای  برای پر کردن این خلأ  در سیستم آموزش کشور  می باشد  که  ما آن را  طی چهار سال اخیر در دبستان غیر دولتی نوین برای  پایه های اول تا سوم اجرا نموده ایم .  این تکالیف به گونه ای طراحی گردیده اند تا در ضمن رعایت قابل فهم بودن و تناسب فعالیت ها با شرایط  سنی و شناختی دانش آموزان هر پایه ، آن ها را به طور نامحسوس در هر یک از موضوعات درسی هدایت و ایشان را  از تدریس مستقیم بی نیاز نماید . فعالیت های اصلی گنجانده شده در تکالیف  مشتمل  بر دروس ریاضی و فارسی بوده  و در هر دو حیطه ویژگی های پلکانی بودن ، تفکر برانگیز  بودن و ایجاد فرصت تحلیل  برای فراگیرنده براساس   آموخته ها  و پیش زمینه  های تکالیف  قبلی  مورد توجه  بوده است. این تکالیف در زمینه درس ریاضی به شناخت مفهوم واقعی و اصلی عدد و مفاهیم وابسته به آن (جمع و تفریق  ، ضرب و تقسیم ، کسر و ...) و نیز مفاهیم کمیت هایی همچون ، زمان ، طول ، جرم ، محیط و مساحت متناسب  با کتاب ریاضی هر پایه و در زمینه فارسی با ارائه فعالیت هایی در زمینه دقت ، تمیز و حافظه شنیداری ، روانخوانی همراه با درک مطلب ، کمک به کشف نمادها و قواعد خوانداری و نوشتاری زبان فارسی توسط خود دانش آموز به طور       غیر مستقیم ، ساختار شکنی  در قالب های فکری  برای بیان و ابراز  افکار  و ایده های  خود در گفتار  و نوشتار و افزایش خلاقیت  در این  زمینه ها به تقویت  چهار رکن  اصلی  مهارت  زبان آموزی پرداخته شده است. یکی از ویژگی های بارز این مجموعه از تکالیف که سبب رضایتمندی به علت افزایش راندمان کاری در آموزگاران  گردیده است ، تداوم  ایجاد  پیش زمینه های لازم  برای درک  هر یک از موضوعات  درسی در تکالیف  می باشد  که هم سبب تسریع یادگیری در حین  فرایند یاددهی – یادگیری برای هر یک  از آن موضوعات  و هم سبب تثبیت بیشتر آموخته ها  و ماندگاری بلند مدت  مطالب  در تعداد بیشتری از دانش آموزان  می گردد.                                                                                                     مرضیه کاظمی - ملیحه پورنامداری

عضویت در خبرنامه

باعضویت در خبرنامه از آخرین اخبار و تخفیف ها مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد نمائید

logo-samandehi