کتاب داستان رایگان کودکانه درخت خربزه 18 , , 2018 , December
تعداد بازدید : 368
 الاغی بود که فکر می کرد خیلی دانا است . به خیال خودش از همه انتقاد می کردو درباره ی همه چیز اظهار نظر می کرد . روزی الاغ به باغی رفت و چشمش به بوته ی خربزه ای افتاد . بوته ی خربزه روی زمین پهن شده بود و میوه ای به آن بزرگی داشت  . الاغ از بوته ی خربزه خوشش آمد و با خودش گفت : چه بوته ی خوبی ! با اینکه شاخه ی محکمی ندارد ، توانسته میوه ی به این بزرگی بدهد .الاغ کمی علف خورد و رفت زیر درخت گردو تا در سایه ی آن استراحت کند .  درخت گردو تکانی خورد و گفت: جناب الاغ  !آخر این هم شد  رسم دوستی ؟ سلامت کو !؟ احوال پرسیت کجا رفت ؟ همین جوری سرت را می اندازی پایین و می گیری زیر سایه من می خوابی ؟ مثل اینکه اجازه و تشکّر هم چیزهای بدی نیستند ، سالهاست که زحمت کشیده ام تا به این قد و بالا رسیده ام . الاغ که اهل این حرف ها نبود ، تا چشمش به گردوهای درخت افتاد ...برای مطالعه ادامه داستان آموزنده برای کودکان و نوجوانان فایل آن را به طور رایگان دانلود کنید.
نام و نام خانوادگي:  
ايميل :  
موبايل :  
آدرس :
متن پيام :  
کد امنیتی :

صوتی رازینا کلاس

بخش آنلاین کتاب صوتی رازینا کلاس

بخش آنلاین کتاب صوتی

تماس با ما
  • تلفن : ۳۲۵۳۰۲۴۳ - 034
  • info@razinaclass.com
  • آدرس: کرمان ، خیابان آیت الله صالحی ، کوچه شماره ۱۳ ، مجتمع یاس ، طبقه سوم ، واحد 6
  • کدپستی: 7619643151
لینکهای مفید
شبکه های اجتماعی

شبکه های

کرمان ، خیابان آیت الله صالحی ، کوچه شماره ۱۳ ، مجتمع یاس ، طبقه سوم ، واحد 6 | تلفن : ۳۲۵۳۰۲۴۳_۰۳۴

طراحی سایت در اصفهان